مبانی و سیر تاریخی عرفان ایرانی
عارفان ایرانی و مشکل زبان مناسب عرفان
مشكلِ گزيدنِ زبانِ شايستهای برای «عرفان»، نزد عارفانِ ايرانی مشكلی بسيار جدی گرديده بود! چرا كه عارفان ايرانی، سدههای درازی متون عرفانی را به زبان تازی مینوشتند! اعتبار زبان تازی، كه زبان روشنفكران ايرانی بود در برابر زبان پارسی كه زبان عوام ايرانی بود، مشكل بيان معانی، مفاهيم و مضامين عرفانی را نزد صوفيان ايرانی دو چندان پيچيده كرده بود.
از يك سو شاعر صوفی ايرانی میخواست كه به زبان مادریاش بنويسد و از ديگر سو احساس میكرد كه مضامين عرفانی او فراتر از فهم عوامی است كه اين زبان را میفهمند! از اينجاست كه میتوان دريافت چرا«مثنوی معنوی» را «قرآن پارسی» ناميدهاند! زيرا «مثنوی» توانست اين فاصلهی زبانی را از ميان بردارد، فاصلهای كه مورد انتقاد شديد «سنايی» بود! زيرا «سنايی» به پارسیای مینوشت كه دارای مضامينِ تازی بود!
حکایت، کلید حل مشکل معانی پیچیده عرفان
شاعر صوفی ايرانی برای حلِ اين مشكل، به «حكايت» پناه میبرد تا معانی پيچيدهی عرفانی را در قالب «داستان» بيان كند. از اينجا بود كه «داستان سرايی صوفيانه»، بخش بزرگی از ميراث ادبيات تصوف ايران را تشكيل میدهد. نقش «حكايت» در ادبيات صوفيانه صرفاً برای رساندن انديشه و پيامی است به مخاطب. در نتیجه بسياری از حكايتها بر حسب موضوعاتشان در بسياری از كتابها نقل شده اند. يعنی يك حكايت، گاه برای تفسير انديشهای سياسی يا اخلاقی به كار رفته، سپس شاعر صوفی آن را برای رساندن پيام و انديشهی عرفانیاش به كار برده است!
اين حكايتها عرصهی گستردهای بود كه شاعر صوفی در آن، تصور كلیاش را از «زندگی» و «جهان» مطرح میساخت. گاه حكايتی ساده، معانی و رموز بسيار پيچيدهای را به خود میگرفت كه از ساختار اوليهاش بسيار دور بود!
سرگذشت انبیا و اولیا برای انتقال اندیشه و پیام
از اينجاست كه سرگذشت انبيا، اوليا و رويدادهای تاريخی، با ديدگاهی نوين به كار گرفته شده است تا در خدمت انديشه و پيامی باشند كه شاعر صوفی میخواهد برساند! كتابهای عرفان ايرانی با چنين نگاهی، بيشترِ «ميراث اسلامی» را به خدمت گرفته و نقش مهمی در حفظ بسياری از «ميراث ملی» بر عهده داشته است. اگر انديشه و پيام شاعر صوفی آنها را به كار نمی گرفت، ممكن بود تباه شود و از ميان برود!
چيزی نگذشت كه «عرفان ايرانی» در گذر روزگاران، با توجه به دستاوردهايش به زبان پارسی و بدور از تاثير تازی، فرهنگ زبانی ويژهاش را پديد آورد و اصطلاحات و رموز عرفانیاش را وضع كرد كه با تكرارِ بسيارِ آنها كاملا قابل فهم شد!
| نویسنده | ابراهیم الدسوقی شتا |
| مترجم | دکتر محمودرضا افتخارزاده |
| اندازه | رقعی |
| تعداد صفحات | 110 |

