اقتصاد بالینی و عدالت اجتماعی

جغرافیای فیزیکی؛ یکی از دلایل فقر جوامع

جغرافیای فیزیکی چهارمین مورد در فهرست فقر است. عجیب است که متخصصان اغلب از ابتدایی‌ترین واقعیات جغرافیای فیزیکی به عنوان عوامل فقر چشم‌پوشی می‌کنند. باید عنوان کنم که من جغرافیا را در عمل آموخته‌ام نه از کلاس درس (به طوری که در مقطع تحصیلات تکمیلی در مورد جغرافیای فیزیکی بسیار کم به من آموزش داده شد).

برای مثال کار در بولیوی، مغولستان، اوگاندا، رواندا، قرقیزستان، بورکینا فاسو، مالی، تاجیکستان، زامبیا، مالاوی، و دیگر مناطق به من درک مطلقی از چالش‌های بزرگی داده که یک اقتصاد زمانی که محصور در خشکی است با آن مواجه است و مشکلاتی که فراتر از آن زمانی که هم محصور در خشکی و هم کوهستانی است، با آنها مواجه است.

منظره آلتیپلانو  بولیوی به طرز چشم‌گیری زیباست: آسمان آبی، قله‌های برفی، تپه‌های پوشیده از خار تا جایی که چشم کار می‌کند. با این حال مشکلات راه‌اندازی یک کارخانه در آن بالا که از نظر هزینه‌های حمل و نقل به بنادر اقیانوس از جمله بالاترین هزینه‌ها در جهان است، به همان اندازه چشم‌گیر و قابل ملاحظه است.

ارتباط فرهنگ با فقر و عدم توسعه یافتگی

در تشخیص افتراقی اینکه چرا برخی مناطق پیشرو هستند در حالی که بقیه عقب مانده‌اند، اکثر مردم اول از همه به ششمین گزینه در لیست مذکور مراجعه می‌کنند: فرهنگ. فرهنگ می‌تواند توضیح صریح و نسبتاً اهانت‌آمیزی در مورد فقر دیگران باشد. افراد ثروتمند اغلب دوست دارند فکر کنند بخاطر فرهنگ بالاترشان، برای مثال اینکه پروردگار واقعی را پرستش می‌کنند، ثروتمند هستند.

برای آنها اغلب دشوار است که درک نمایند مزایای طبیعی ممکن است به کشور آنها کمک کرده باشد تا پیشرفت کند. خلاصه آنکه، ثروتمندان اغلب دوست دارند فقرا را بخاطر مشکلاتشان متهم کنند و فقر را به عواملی چون تنبلی یا برخی عقاید نادرست مذهبی نسبت دهند.

شکاف طبقاتی و عدالت اجتماعی

شکاف عمیق بین فقیر و غنی در کشورها نوعی بلای آسمانی است. یکی از قطب‌های توسعه‌ی پایدار عدالت اجتماعی است: اینکه همه از جمله کودکانی که در خانواده‌های فقیر به دنیا می‌آیند، باید فرصت داشته باشند. برای دستیابی به عدالت اجتماعی، لازم است تا بر نقش مثبت و فعال دولت متمرکز شویم. آیا دولت وظیفه‌ی خود را برای اطمینان از اینکه یک کودک فقیر فرصت پیشرفت دارد انجام می‌دهد؟ زمانی که دولت‌ها آن نقش را ایفا می‌کنند، کمک فوق‌العاده مهمی به توسعه‌ی پایدار می‌نمایند.

ایده‌ی اصلی این است که تمام انسان‌ها فقط بخاطر اینکه انسان هستند حقوق اولیه‌ای دارند. این موضوع صرف نظر از اینکه آنها در چه جامعه‌ای متولد شده‌اند و اینکه در چه کشوری اقامت گزیده‌اند صادق است. این حقوق بشر نه تنها حقوق اجتماعی و سیاسی را در بر می‌گیرد، بلکه حقوق اقتصادی، در اصل حق تأمین نیازهای اولیه‌ی انسان، را نیز شامل می‌شود. تحقق این حقوق یعنی جامعه باید چه از طریق سیستم مالیات و انتقال و چه دیگر وسایل، خود را برای حمایت از افراد سازماندهی نماید.

نویسندهجفری ساکس
مترجمثوره افتخارزاده
اندازهرقعی
تعداد صفحات95