ایران در روزگار اموی

ناتوانی و نارسایی نظام عربی در حل مشکلات

اما واقعيت اين است نظامى را كه تازیان پديد آوردند، گسترده و جامع جميع جهات نبود تا بتواند همه ملت هایى را كه به زور يا به رضايت و از روى عقيده به اسلام گردن نهاده بودند دربر گيرد و پاسخ گو باشد و يا بتواند مشكلات و اختلافات داخلى ملت‌ها را كه علت اساسى ضعف و شكست آنان در برابر سپاه یورشگر تازی و اشغال سرزمين و فروپاشى حكومت‏شان شده بود، حل كند.

اين ناتوانى و نارسایى نظام عربى تا آنجا ادامه يافت كه بحران‌های قديم و جديد اجتماعى به صورت قيام‌ها و شورش‌های مردمى پى در پى در بخش هائى از قلمرو امپراطورى عربى از حجاز و عراق و خراسان گرفته تا شمال آفريقا، خود را نشان میداد. و اين هنگامى بود كه رژيم اموى از درك تاريخى ـ اجتماعى اين بحران‌ها ناتوان و در حل منطقى و منطبق با رهنمودهاى قرآن آنها شكست خورده بود.

تناقض بین دین و سیاست رژیم اموی

تناقض و تعارض بين احكام دينى و سياست رژيم اموى در دو عرصه‌ی اجتماعى و اقتصادى مخصوصاً در بخش شرقى امپراطورى عربى (خراسان و ماوراءالنهر) همچنان ادامه داشت تا آنجا كه اوضاع اين مناطق بشدّت بحرانى و آشفته شد و اگر «حجاج بن يوسف ثقفى» استاندار نيرومند رژيم اموى مسئوليت اداره اين مناطق را بر عهده نمی گرفت و با قهر و غضب و غلبه به كليّه عصيان‌های سياسى ـ اجتماعى خواه از سوى خوارج  يا از سوى كشاورزان و صنعتگران و بازرگانان بومى و يا ازسوى زمين‏داران و ديه‏ داران بزرگ و … پايان نمی ‏داد، نزديك بود كه شورش فراگير شود و بساط رژيم اموى را در تماميت آن برچيند.

حجاج ثقفی: حکومت نظامی و سرکوب

به اين صورت كه «حجاج» در اين منطقه خطر، حكومت نظامى برقرار ساخت و طى بخشنامه‏ اى مقرر داشت كه اجتماع بيش از يك نفر ممنوع است و در بخشنامه ديگرى پخش هر گونه شايعه و خبر را ممنوع ساخت.

«حجاج» اين شيوه سركوب را پيشه ساخت تا دگرگوني‌های طبقاتى و تغييرات بنيادين اجتماعى را كه نتيجه‌ی قطعى تكامل ساختار اجتماعى ـ اقتصادى امپراطورى عرب بود متوقف كند. تحولاتى كه پس از انتقال قدرت از امام على بن ابى‏طالب (ع) به باند اموى، مخصوصاً در عراق و خراسانِ بزرگ صورت گرفت.

دیکتاتوری حجاج برای مبارزه با اصلاحات و سركوب گروه‌های مبارز و احزاب سياسى

كوشش «حجاج» بر اين بود تا با اين سياست از انتشار آرا و افكار جديد كه با تحولات اجتماعى ـ اقتصادى همراه بود جلوگيرى نمايد. آرا و افكارِ اصلاح‏طلبانه ‏اى كه مى ‏خواست تا اوضاع جامعه بر اساس تعاليم و اصول اسلامى سامان يابد.

«حجاج» مى‏خواست تا به تكاملِ مبارزه و انتشار آرا و افكار انقلابى و سازمان‏ يابى مبارزان پايان دهد. براى اين منظور ديكتاتورى مخوف و هولناكى برقرار ساخت. حجّاج وسيله مناسبى براى اجراى سياست حكومت نظامى بود. سياستى كه نخستين هدف آن ايجاد تمركز سياسى دولت اموى و سپس توسعه ‏طلبى آن يعنى گسترش قلمرو جغرافيائى امپراطورى عربى بود. اين هدف اساسى پس از سال‌های طولانى كشتار و سركوب گروه‌های مبارز و احزاب سياسى مخصوصاً در حجاز و عراق، حاصل شد.

نویسندهعبدالله مهدی الخطیب
مترجمدکتر محمودرضا افتخارزاده
اندازهرقعی
تعداد صفحات188