مباهله در مدینه
فرستادن هیئت مسیحی هفتاد نفره به مدینه برای گفت و گو با محمد (ص)
هنگامی که قلمرو دولتاسلامی نبوی گسترش یافت و به یمن رسید، در شوال سال دهم هجری، جمهوری عیسوی نجران هیئتسیاسی هفتاد نفرهای به مدینه فرستاد. ترکیب هیئت عبارت بود از چهارده نفر از اشراف نجران، رؤسای سیاسی ـ مذهبی سه گانهی نجران:
عاقِب (=رئیس خدمات شهری) السیّد (=مدیر کاروان های نجران)، اُسقُف (=کشیش بزرگ و بازرس مدارس و دیرهای نجران، رابط دولت مسیحی نجران با دیگر دُوَلِ مسیحی جهان). این هیئت برای گفتوگو با محمّد(ص) به مدینه آمد.
هیئت اعزامی سراپا لباس ابریشمی و حریر پوشیده بود و در میدانگاه اطراق کرده بود. پیامبر(ص) به آنان اجازه داد تا در مسجدش به قبله خویش (به سوی مشرق) نماز برند.
پیشنهاد مباهله
پس از آن که پیرامون پیامبر اسلام(ص) حلقه زدند، محمد(ص) آنان را بهخاطر اعتقاد به الوهیت مسیح سرزنش نمود و بهاسلام دعوت شان کرد. کار بهمجادله کشید و امر دعوت مشوب شد. پیامبر (ص) به آنان پیشنهاد کرد که مباهله کنند. این پیشنهاد مبتنی بر نزول فوری آیه 61 سورهی آل عمران بود. قرار بر این شد که در صبح روز چهارم شوال سال دهم هجری (پانزدهم ژانویه سال 631 میلادی) ملاعنه و مباهله نمایند.
هیئت مسیحی نجران با یکدیگر شور و مشورت بسیار کردند. سپس سران مسیحی هیئت در صبح روز موعود در میعادگاه حاضر شدند تا انصراف خویش را از مباهله اعلام دارند و با پیامبر اسلام مصالحه کنند.
شرح روز مباهله از زبان سلمان
سلمان به تفسیر صحنههای روز مباهله میپردازد که: آن پنج تن مقدس (محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین) زیر کسا نشسته بودند و نور خیرهکنندهای که جلال و جبروت خداوندی باشد آنها را احاطه کرده و مسیحیانِ شاهدِ بر صحنه، گیج و مبهوت شدهاند. در اینجا «سلمان» سرکردهی موالی مسلمان است و دارد این منظره را تفسیر میکند. چرا که قبلا از پیروان عیسا بوده و بنابراین عظمت و جلال خداوندی که محمد و آل محمد (ص) را احاطه کرده، بهتر و بیشتر از هرکس دیگری میفهمد و باید به دیگران بفهماند.
سلمان میداند که این تجلی جدیدی از جلال و جبروت خداوندی است که قبلا عیسا را مسح کرده و «مسیح»اش ساخته بود.
| نویسنده | لویی ماسینیون |
| مترجم | دکتر محمودرضا افتخارزاده |
| اندازه | رقعی |
| تعداد صفحات | 58 |
