ایران در روزگار پهلوی
جاذبه کتابخانه های تهران برای اقامت در تهران
آوازه و جاذبهی کتابخانههای تهران که سرشار از نسخههای خطی تازی است مرا وسوسه و دل بستهی اقامت در ایران کرد! چراکه این فرصت منحصر به فردی بود تا به مطالعهی نسخههای خطی این دیار بپردازم. از این رو قرار بر ادامهی اقامت در تهران گذاشتم تا از این فرصت بدست آمده بهره برم! بدین سان بود که دیگر شرکتکنندگان در همایش بیرونی را ترک گفتم تا به خانههاشان برگردند.
آنچه مرا بر آن داشت تا به ادامهی اقامت در تهران بیشتر دل بندم، استقبال بسیار گرم و صمیمانهای بود که دانشمندان و استادان ایرانی در تهران از من به عمل آوردند. چراکه شهرت علمی من در تهران اگر نه بیشتر، کمتر از کشورهای تازی نبود.
استقبال و احترام در تهران، خاطرات تلخ و دردناک لیبی را از یادم برد
به ویژه که دیدم برخی آثارم به پارسی ترجمه شده مانند «امام علی و پاسکال» و مقدمهی کتابم «شخصیّات قلقه فی الاسلام = شخصیتهای نا آرام در اسلام». و توجه دانشوران ایرانی به کتاب ها و رسالههایی که از «پورِ سینا» منتشر کردهام به مراتب بیشتر از دیگران بود. گرمی حضور و استقبال و احترام شگفت انگیزی را که از دانشمندان، استادان و پژوهندگان مباحث اسلامی در تهران دیدم، خاطرات تلخ و دردناک سالهای اقامت در لیبی را از یادم برد.
شیراز زیبا
شهر شیراز که مرکز استان فارس است بر کرانهی رودخانهی کوچک «رکناباد» قرار دارد. بنا به گزارش مورخان و جغرافینویسان تازی، کسی که شهر شیراز را بنیاد نهاده «حجاج پسر یوسف ثقفی» والی اُموی عراق در سدهی هفتم میلادی بوده است. ولی شیراز بسیار تاریخیتر و دیرینهتر از این یاوههاست.
شیراز در روزگار سلوکیان (312 تا 175 پ.م) و در روزگار اشکانیان (240 پ.م تا 224 م) و در روزگار ساسانیان (224 تا 651 م) شهری بسیار مهم بوده است! در اوایل سدهی هفتم مهشیدی/ سیزده ی میلادی/ که مغولان بر ایران دست یافتند، مسجد جدیدی به نام «مسجد نو» و قلعه ی باغ تخت را بنیاد هشتند و «تیمور لنگ» در سال 1387 و 1393 میلادی به شیراز تاخت! در سال 1724 میلادی افغانهای پاپتی شیراز را چاپیدند.
دختران و بانوان ایرانی
براستی که آشنایی و دوستی با دختران و بانوان ایرانی چقدر سخت و دشوار است. با وجودی که از دوران سلطنت «رضا شاه پهلوی» در سال 1953 میلادی زنان ایرانی آزاد شده بودند ولی حُجب و حیای زن ایرانی همچنان پابرجا بود.
زن ایرانی تنها در پوشش آزاد شده بود و در راه و رسم همچنان محجوب مانده بود! زن ایرانی بسیار محافظه کار بود و به عفّت و عصمت خویش سخت حرص میورزید و وفادار بود و اگر هم لبخندی میزد به گونهای نبود که بیش از آن طلب کنی.
تفاوت تصویر زن ایرانی در واقعیت با صور اشعار خیام و حافظ
از این رو تصاویری که از زن ایرانی در خیال داشتم، و آن صُوری که از «رباعیات خیام» و حافظ و دیگر شاعران بزرگ ایران در پندارم نقش بسته بود، نقش بر آب شد. و دریافتم که خطای بزرگی خواهد بود اگر در ایران در پی تصویر زنی باشی که در «رباعیات خیام» و حافظ و … آمده است.
چراکه آن تصاویر با واقعیتِ زن ایرانی در تهران و دیگر شهرهای ایران نمیسازد. در تهران یا دیگر شهرهای ایران از بزم و ساقی و شاهد و نی و عُود و طُنبور خبری نبود! آنچه از «رباعیات خیام» و حافظ و … به ذهن میآید تنها خیالی بیش نیست و واقعیتی ندارد.
| نویسنده | دکتر عبدالرحمن بدوی |
| مترجم | دکتر محمودرضا افتخارزاده |
| اندازه | رقعی |
| تعداد صفحات | 214 |
