مبانی امامت و خلافت علوی (در قرآن و سنت نبوی)

چهار خصلت منحصر به فرد امام علی (ع)

… «علی(ع) را چهار خصلت است که جز او هیچ کس را نیست؛ او نخستین عرب و عجمی است که با فرستادۀ خدا (ص) نماز گزارد، همو بود که در هر غزوه‌ای پرچم پیامبر (ص) با او بود، همو بود که با پیامبر (ص) پایداری کرد. در حالی که دیگران از حضرت (ص) می‌گریختند، همو بود که پیامبر(ص) را غسل داد و در گورش نهاد» …

فضائل علی (ع) از زبان ابن ابی الحدید

… ابن ابی الحدید گوید: «اما فضائلِ علی (ع)؛ فضائل حضرتش (ع) در عظمت و بزرگی و پخش و شهرت به درجه‌ای رسیده که ارائه و شرح همه آنها دشوار است … چه بگویم دربارۀ مردی که دشمنان و مخالفانش به فضلِ او زبان گشوده و آنان را توانِ انکار مناقبش و کتمانِ فضائلش نیست… چه بگویم دربارۀ مردی که هر فضیلتی به او می‌رسد و هر گروهی خود را به او می‌بندد و هر دسته‌ای او را به خود می‌کشد! اوست سرآمد همۀ فضیلت‌ها و چشمه‌سارانش و گُلِ سرِ سبد و پیشگام و جان‌مایه‌شان، هر که پس از او (ع) در آنها سر برآورد، از او (ع) گرفت و پی او گرفت و پا جای پای او (ع) نهاد!

فضائل علی (ع) از زبان ابن ابی الحدید: خداشناسی

و دانی که برترین دانش‌ها دانشِ خداشناسی است. این دانش از کلامِ او گرفته شد و از او نقل گردید و به او پایان می‌یابد و از او آغاز می‌شود. و از دانش‌ها دانش فقه است و اوست پایه و پی آن. هر فقیهی در اسلام خوشه چینِ خرمن او و بهره‌گیر از فقاهتِ اوست. از دانش‌ها دانشِ تفسیر قرآن است که از او (ع) گرفته شد و از او متفرّع گردید. از دانش‌ها دانشِ عرفان و معرفت است. دانی که سرآمدانِ این هنر در همۀ سرزمین‌های اسلامی به او (ع) می پیوندند و در محضرِ او (ع) می ایستند.

فضائل علی (ع) از زبان ابن ابی الحدید: دانش نحو و ادبیات عرب

و از دانش‌ها دانشِ نحو و ادبیاتِ عرب است، مردم همه دانند که او (ع) بود که این دانش را پایه گذاشت و آن را به ابو اسود دوئلی آموخت و از جمله فرمود: «کلام بر سه بخش است: اسم و فعل و حرف، و نیز فرمود: کلمه یا معرفه است و یا نکره، و اعراب در رفع و نصب و جرّ و جزم است، و این در حدّ معجزه است، زیرا آدمی را توان چنین حصر و استنباطی نیست! و اگر به ویژگی-های خُلقی و ارزش‌های نفسانی و دینی رجوع کنی، او (ع) را خواهی دید که بس می‌درخشد و در اوج است»…

فضائل علی (ع): پیشگویی حوادث آینده 

… «امام علی (ع) فرمود: «بر مردم روزگاری رسد که در آن جز چاپلوس تقرب نیابد، و درآن جز نابکار، دانا به حساب ناید، و در آن جز باوجدان ناتوان نگردد، درآن روزگار، صدقه را زیان و پیوند خویشاوندی را منّت و عبادت را فخر فروشی برمردم شمرند آن هنگام است که حکومت با رایزنی کنیزکان و فرمانروایی کودکان و تدبیر خواجگان باشد» …

… علی (ع) در میدانِ کاخِ حکومتی یا در میدانِ مسجد جامعِ کوفه، مردم را سوگند داد که: «کدامِ‌تان شنیده که فرستادۀ خدا (ص) فرمود: «هر که را مولای اویم، علی مولای اوست»؟ دوازده نفر برخاستند و به این سخن گواهی دادند، در حالی که اَنَس پسر مالک در میانِ مردم بود و از جا برنخاست. حضرت (ع) به او فرمود: «ای اَنَس! چه چیز تو را باز داشت که برخیزی و گواهی دهی؟ در حالی که تو در آن روز حاضر بودی!» گفت: ای امیرمؤمنان! پیر شدم و فراموش کردم. فرمود (ع): «خدایا! اگر دروغگوست، به خاطر دروغش او را پیس کن که دستار آن را نپوشاند». طلحه پسر عمیر گوید: «به خدا سوگند! پس از آن حقا که پیسی را در او دیدم و آن سپیدی بود میانِ دو چشمش»…

پژوهش و نگارشدکترمحمودرضا افتخارزاده
اندازهوزیری
تعداد صفحات352